بعد از یک هفته کار بی وقفه بالاخره دیشب تموم شد... تمام هفته پیش رو مجبور بودم بدون استراحت فقط کد بزنم.. اگر هم رشته هستین ..هیچ وقت سعی نکنین تو تیم پیاده سازی باشید ، چون بدبخت می شید... برای ما که این طوره یعنی تیم تحلیل برای خودش دوماه -سه ماه هرفاز رو طول می ده .. یک هفته مونده به تحویل مستندات رو می ده دست ما...
دیروز به آستانه تحمل رسیده بودم.. برای منی که همیشه سعی می کنم به اصلاح خودم مردم دار باشم و همه از دستم راضی باشن بگن به به چه دختر گلی !!! خودش جای تعجب داشت... آخه اون وسط که ما یه باگ رو کشف کرده بودیم و در اوج فلاکت داشتیم نصف فرم ها رو ری دیزاین می کردیم.. یکی از کاربرهای قدیمی زنگ زده بود و تغییرات می خواست... منم ..خوب.. اون روی سگم بالا اومد و ضدحالشو زدم...
تازه بعدش هم دیدم من در عرض ۵ ساعت همه فرم ها رو تموم کردم و جلسه تحلیل هم رفتم و به صحبت های بی سر و ته کاربره هم گوش دادم و در آستانه پکیدن هستم... اون وقت یکی دیگه ۱ فرم هم انجام نداده... و قاتی کرده و دوست دیگری داره فرم هاش رو میزنه.. در نتیجه یه مشت فرم جدید رو میز من سبز شده!!!
باور کنین دیشب موقع برگشت چشم هام درست نمی دید... اومدم خونه دیگه هیچی نفهمیدم.. اما خواب می دیدم که باز دارم فرم ها رو طراحی می کنم و هی دکمه رفرش رو می زنم که دوباره اجرا بشن... هفته سختی بود...خدارو شکر آخرش به خیر گذشت....