طوطی
از وقتی عقلم رسیده با نگه داشتن حیوون تو خونه موافق نبودم .. حالا اون حیوون هرچی هم که می خواد باشه... با اصل قضیه نگه داشتن حیوانات مخالفم.. راستش دلم می سوزه... گناه دارن بی چاره ها... اونا از آزادی محروم کردن و نگه داشتن اون ها طبق رسومی که مسلما برای اونها وضع نشده.
اینم بگم که خودم که بچه بودم همه جور حیوونی داشتم... از بزغاله و خرگوش گرفته تا جوجه و جوجه اردک و مرغ عشق و قناری ...آهان یه همستر هم داشتم که یک هفته هم نگهش نداشتم...همشون رو هم یا به پارک ساعی می دادم یا به پارک ملت یا این که بدبخت ها می مردن...خود مردنشون هم عامل وجدان درده برام.و هنوز که هنوزه هم دلم می سوزه .
دست بر قضا یه پسردایی11 ساله دارم که اونم خیلی به حیوون و جک و جونور علاقه داره....از مرغ عشق و فنچ و مرغ مینا بگیر تا چند ماه پیش که یه طوطی گرفت..طوطی بنده خدا چون خیلی جیغ و داد میکرده محکوم به حبس در انباری شده.... امروز من تا تونستم با این پسردایی حرف زدم و به زبون خودش و با هزار دوز و کلک و همذات پنداری و خواهش تمنا ... راضیش کردم که طوطی رو ببره دار آباد و تحویل بده.... تا این جای داستان خیلی خوب پیش رفت. اما این جا من یه ایکس رو اشتباه کردم و باهاش نرفتم تا دارآباد اعتراف می کنم که تنبلیم اومد باهاش تا اون جا برم و باز برگردم خونه...قرار شد اس ام اس بزنه وقتی طوطی رو آزاد کرد.اما خبری نشد که نشد. بعد دوساعت که زنگ زد گفت که در آخرین لحظه پشیمون شده و طوطی اش رو دوست داره و نمی خواد ازش جدا بشه. مطمئنم اگر باهاش بودم طوطی رو می ذاشت اونجا. به این ترتیب طوطی رو برداشته و آورده و زحمت ها و فک زدن های یک روز تعطیل من رو بر باد داده. باید یه را حل تازه پیدا کنم تا کل خانواده رو از شر این طوطی خلاص کنم.شما راهی به ذهنتون می رسه؟