هنوزهم....
اگر كسي را مي خواهي رهايش كن ... اگر مقدر باشد كه به سوي تو بر گردد بازمي گردد... و اگر نه... اين از تقدير است... اگر مال تو باشد مطمئن باش... روزي .... جايي... لحظه اي باز خواهد گشت....
من نمي دانم تقدير من چيست... من ، تو را رها مي كنم و تو بازميگردي ولي دست نيافتني هستي... دوباره رهايت مي كنم... سه باره... ده باره... و تو هنوز هم... هنوز هم دست نيافتني هستي... دور ...دور... اما به طرز غير قابل باوري نزديك... مجموع تضادها.... مجموعه تضادها...حضورت هميشه آهنگ رفتن دارد... و من هرگز ماندنت را باور نمي كنم.
مرسي كه هستي... از بودنت تشكر...
+ نوشته شده در دوشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۴ ساعت 9:59 توسط كورال
|