تشکر...
تو خیلی خوبی. خیلی مهربونی. برای من سمبل همه پاکی ها و مهربانی ها و چیزهای خوب هستی. مرسی که این همه به فکر منی .مرسی که این همه خوبی... مرسی که هستی... بودنت برای من بزرگترین نعمت است و حضورت گرم ترین پشتیبان...هیچ وقت واژه ها در نظرم این همه حقیر نیامده بود... این همه حقیر در برابر بزرگی و شکوه تو... زبان من قاصر از سپاس است... تنها ... تنهای تنها می گویم... از وجودت تشکر ....
من خوبم... امروز خیلی بهتر هستم ... توی یکی از امتحانات این چند روزه قبول شده ام و باید منتظر بمانم ببینم چی میشه... یکی دیگه از امتحانات را هم که هنوز جواب نداده اند... یکی از پروژه ها را هم تحویل دادیم... در کل اوضاع از روزی که شروع به نوشتن کردم خیلی بهتر است...گویا او که در همین نزدیکی است هوای منو خیلی داره... چهارشنبه هم که امتحان فوق لیسانس بود و برای همین من چند روزی نبودم. ازهمه دوستانی که اومدن این جا مخصوصا ایرسا جان تشکر.
+ نوشته شده در شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۳ ساعت 12:37 توسط كورال
|