سرم داره می ترکه....اونقدر سرم درد می کنه که دیگه نمی تونم رو مونیتور نگاه کنم...سغی می کنم چشمام رو ببندم...اما حوصله ام سر می ره.... حوصله آهنگ گوش دادن هم ندارم....از صدا حالم به هم می خوره...... همهمه جلسه طراحی پروژه داره گوشم رو کر می کنه.... با این که سرحال هستم ولی این درد فیزیکی داره کم کم عصبانی ام می کنه.....

۵ شنبه قرار سفر داشتم ..... به دلایلی که کلاس داشتن یکی از اون ها بود منصرف شدم... نتیجه: اس ام اس یکی از دوستان به این مضمون: عمو پورنگ توی هواپیمای ما است ... کاری باهاش نداری؟ البته باید بگم که موبایلم رو ۶ ساعت بعد از اس ام اس چک کردم و کلی حرص خوردم....

امروز فقط و فقط به امید تعطیلی ۳ شنبه بیدار شدم......هوای این جا بد جوری گرم شده....همش به خودم نوید عصر رو می دم که دو سه ساعتی خودم رو به خنکای آب بسپارم....

خوب از قرار یکمی سردردم بهتر شده....