خاطره
روزهای گرم....روزهای سرد ....شب های سرد.....جایی را سراغ ندارم. که بی تو رفته باشم....که باتو نرفته باشم....توی هر خیابان...بزرگراه.....کوچه.....پس کوچه که قدم می زنم.....تو را می بینم....ردی از یک خاطره دور و گاهی نزدیک.... دیروز داشتم فکر می کردم که این دو هفته مثل یک قرن گذشت.... خاطره ها چقدر ازم دور شدند....اصلا این دو هفته گذشت؟.....
کاش من تمام می شدم.....
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۴ ساعت 7:37 توسط كورال
|