منتظرم
میان این همه کار و دلسردی....دلتنگی از همه آزار دهنده تر است....ساعت ها بد جوری کش می یاد... توی این روزهای داغ و طولانی ...شاید بهترین بهانه برای اعتراض به تابستان و روزهای طولانی اش همین کش اومدن ساعت ها باشه...کلی حرف نگفته برات دارم....می دانم فرصت گفتن خیلی از اون ها را پیدا نمی کنم...بی خیال....فعلا دارم روزها را می شمارم.....گو این که هرچه بیشتر می شمارم ...به آخر خط نزدیک تر می شوم...
این لیدر جدید هم به من یک ابراز لطف حسابی !! نمود و گفت بله شما نسبتا قویتر و علاقه مندتر از بیه هستید...نا گفته پیدا است که کلی حال کردم....ولی خوب مشخصا منظورش این بود که از من حسابی می تونه کار بکشه....هنوز حال و حوصله این دیاگرام های لعنتی RUP را ندارم....
روی هم رفته از دلسردی و دل تنگی و هراس از فردا و فشار کار که بگذریم ...من خوبم....
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۴ ساعت 15:0 توسط كورال
|