معجزه عشق
خوب...کلی مطلب نوشته بودم که همه پاک شد....خیلی بهترم....خوبم....از دیشب دوباره کتاب می خوانم.... دوباره تمرین عاشقی می کنم....تمرین عاشقی کار سختی است....اینکه بخواهی همه را دوست داشته باشی.....خداییش برای من که خیلی سخت است.... نوعی تزکیه می خواهد....اما عشق معجزه می کند.....خیلی خوبم.... حالم خیلی بهتره .....
دیروز این موقع بی دلیل گریه می کردم.... اما امروز دوتا از گره های کور برنامه نویسی ام باز شد....یکی از پروژه ها هم که ازش نا امید بودم روی روال افتاد.....
فردا دارم می رم به یک ماموریت کاری .... از صبح اونقدر یکسره نشستم و برنامه نوشتم که کتف راستم تقریبا از کار افتاده....ولی به زحمتش می ارزه....
نمی دانم مطلب زیاد نوشته بودم.... الان سعی کردم همه را خلاصه کنم...
من از عشق الهی می خواهم که دشواری ها را به کامل ترین شیوه از سر راه بردارد....من سعادت همه را آرزو می کنم.....
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۴ ساعت 15:51 توسط كورال
|