تا آن جا که می دانم مراسم چهارشنبه سوری هرساله در شب آخرین چهارشنبه سال برگزار می گردد... یعنی امشب شب چهارشنبه سوری است نه هفته دیگه... سال قبل که آتش رو می سوزوندم و از رویش می پریدم...(حالا خوبه اون همه غصه دار بودم پارسال این موقع!) یک درصد هم احتمال نمی دادم که چهارشنبه سوری سال بعدش این طور بستری باشم...
یکی از مهمترین دغدغه !! های آخر سال اهالی کوچه ما همین چهارشنبه سوری است.. که از چند روز قبل چوب و هر چیز قابل اشتعال را جمع می کنیم و ذخیره می کنیم تا به وقتش... امسال اصلا در جریان نیستم که چه خبره و قراره چی بشه... اما هرچی از عصر نگاه می کنم می بینم از چیدن هیزم ها خبری نیست... فکر می کنم بچه ها تصمیم گرفتن مراسم رو هفته بعد به جا بیارن... خوبه .. تا اون موقع منم می تونم حضور موثر!! داشته باشم...
پ.ن:غصه خوردن از بستری بودن بهتره چون اگر ناراحت باشی می تونی از روی آتیش بپری اما اگه بستری باشی دیگه نمی تونی ...
پ.ن.۲.ساعت هفت ونیم: دقایقی پیش آتش برافروخته شده و من از این که نمی تونم برم پایین بسیار ناراحتم